تبليغاتX
حلق آویز
می خواهم خودم را همینجا حلق آویز کنم.دلت خواست تماشا کن

انگار که زالویی به زبان‌ام زده

حرف‌هایم حفره‌حفره توی خون گم می‌شوند

دنیا به کامِ دهان‌ام نمی‌چرخد

روی تختی که مرده افتاده افتاده مرده‌ام،

هفت سین می‌چینم:

سیگار

سرفه

سینه

سرطان

سردخانه...

دنیا به کامِ دهان‌ام نمی‌چرخد

روپوش‌های سپیدی که دور من می‌رقصند

ماهی‌های قرمز قصاب‌اند،

که هی دهان باز و بسته می‌کنند و حباب حباب:

عید کثیف...عید کثیف...عید کثیف....عید کثیف...عید کثیف...

ملخ‌هایی به ملاقات‌ام می‌آیند،

که گله‌گله از خرخره‌ام سبزه می‌چرند

خیلی‌ها اسم مرا از تقویم‌های کهنه خط می‌زنند

و توی تقویم‌های سال نو یادداشت می‌کنند:

علت مرگ: زندگی...علت مرگ: زندگی...علت مرگ...

+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/12/26ساعت 2:14  توسط علی مسعودی نیا  | 

گیج‌تر از نگاهی که لیز می‌خورد بر این پنجره‌ی باران زده

مرور اورادِ استخاره به ایاک نستعین

عاشورایی که به حلق‌ام کوبیده در شبِ اربعین

و بعد کمی دیوانگی مثلن

مثلن پنج‌شنبه

صندلیِ خالیِ کنارِ پنکه

دبستانِ بسته

کسالت‌های کال

منزوی‌های غزل

طوطی‌های تنها

گوش‌واره‌های بدل

برو...برو تماشا کن که شهر، شهرِ فرنگ است

تهران بدونِ تو منگ است

رشته‌رشته‌های اعصاب‌ام می‌پرد مدام

پلک‌هایم می‌پرد مدام

شعر از حواس‌ام می‌پرد مدام

سرت با آرام‌بخش‌های من که درد نمی‌رود از یادش که

همیشه بی‌جنبه‌ای از گیلاسِ دوم به بعد می‌خوابی که

که طاقت‌ام نمی‌کشد کم کنم از گیلاس‌های روی میز که

نوشابه‌های زرد

مزه‌های تند

خنده‌های گس

تلفیقی از شکر و نمک در فضایی ملس

افلیج‌‌ می‌شوم از بیخ

تکرارِ ضربِ فاصله لنگ است و،

تهران بدونِ تو منگ است

زیبا!

کثافت!

لجن!

عیشِ زبان‌درازی‌ام را که می‌بری که می‌بری...

شوخیِ بد‌آوازی‌ام را که می‌بری که می‌بری...

خرسِ هم‌بازی‌ام را که می‌بری که می‌بری...

می‌بری خودت را از قیافه‌ام

از کبودی‌های صورت‌ام

از شراب

انگور

از غذاهای دست‌نخورده‌ی هفت سور

از شعرهای مسروقه

خنده‌خنده‌های پنهانی

لپ‌های باد کرده

می‌بری خودت را از رمزهای مشترک:

Sous-vetment

زیبا

پَتک...

دیگر نمی‌آید کسی دنبالم که نمی‌آید کسی

دیگر نمی‌رساند کسی که نمی‌رساندم کسی

همیشه جا می‌مانم از سفرهای تو:

این ناله‌های پیش از انتحارِِ نهنگ است

و هی بدونِ تو تهران…

تهران بدونِ تو منگ است…


+ نوشته شده در  جمعه 1387/12/02ساعت 10:17  توسط علی مسعودی نیا  |